لغت نامه دهخدا
الاقرب فالاقرب. [ اَ اَ رَ ب ُ فَل ْ اَ رَ ] ( ع ق مرکب ) نزدیکتر پس نزدیکتر.
الاقرب فالاقرب. [ اَ اَ رَ ب ُ فَل ْ اَ رَ ] ( ع ق مرکب ) نزدیکتر پس نزدیکتر.
نزدیکتر پس نزدیکتر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (مرتبه اول ): مرتبه اول از طبقات ارث پدر و مادر بدون واسطه است اولاد هر چندباواسطه باشد لكن الاقرب فالاقرب يعنى تا از يك پشت كسى باقى است پشت بعدىارث نمى برد.
💡 مساءله 62 - اگر ملكى را وقف كند براى مصلحتى و سپس آن مصلحت از رسم بيفتدمثلا وقف براى مسجد يا مدرسه يا پل و سپس اين اماكن ويران شود و ديگر تعميرش ممكننباشد و يا از محل حاجت بيفتد يعنى بى مصرف شود مثلا نمازگذارى براى مسجد و طلبهاى براى مدرسه و عابرى براى عبور از پل نباشد و اميدى هم به اينكه روزى دوباره ايناماكن مورد حاجت قرار گيرد نباشد بايد عوائد آن ملك در مصارف جز خرج شود، و نزديكتربه احتياط آن است كه در مصرفى صرف شود كه از جنس همان مصلحت باشد و اگر ممكننشد الاقرب فالاقرب از آن رعايت گردد.