لغت نامه دهخدا
کورکور زدن. [ زَ دَ ]( مص مرکب ) کورکور کردن. رجوع به کورکور کردن شود.
کورکور زدن. [ زَ دَ ]( مص مرکب ) کورکور کردن. رجوع به کورکور کردن شود.
کور کور کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هرکه اینجایگاه میرد کور کور خیزد چو کور شد در گور
💡 گر نبودی دیده ی آن کور کور دیدی از آدم همه اشراق نور
💡 خویش را بینی چراغی کور کور بل فزونتر پیش آن تابنده هور
💡 معرفت کی ز قال می زاید رهبر کور کور کی شاید