لغت نامه دهخدا
کهن ساز. [ ک ُهََ / هَُ ] ( ن مف مرکب ) کهنه ساز. کهنه ساخته. که در زمان قدیم ساخته شده باشد. مقابل نوساز:
تیغ نظامی که سرانداز شد
کند نشد گرچه کهن ساز شد.نظامی.
کهن ساز. [ ک ُهََ / هَُ ] ( ن مف مرکب ) کهنه ساز. کهنه ساخته. که در زمان قدیم ساخته شده باشد. مقابل نوساز:
تیغ نظامی که سرانداز شد
کند نشد گرچه کهن ساز شد.نظامی.
کهنه ساز ٠ کهنه ساخته ٠ که در زمان قدیم ساخته شده باشد ٠ مقابل نو ساز ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صورت هستی ز معنی ساده نیست این کهن ساز از نوا افتاده نیست
💡 چرخ دوتاست بس کهن نیست نوایی اندرو کو صنمی که بهر ما ساز سه تاز نوزند
💡 لباس دینت کهن شد برای جامهٔ نو ز ساز مرگ همی داردت کفن مشغول
💡 به دستور فرمود تا کرد ساز در گنجهای کهن کرد باز