لغت نامه دهخدا
کنجرزد. [ ک َ ج َ زَ ] ( اِ ) کنگرزد و کنگری اسم فارسی نوعی از خرشف است. ( از فهرست مخزن الادویه ).
کنجرزد. [ ک َ ج َ زَ ] ( اِ ) کنگرزد و کنگری اسم فارسی نوعی از خرشف است. ( از فهرست مخزن الادویه ).
کمگر زد و کنگری اسم فارسی نوعی از خرشف است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا مارس ۲۰۱۸ باغوحش سورابایا ۷۶ اژدهای کومودو داشته که از این تعداد، ۱۳ مورد آنها سنی کمتر از یک سال داشتهاند، و با توجه به تخمگذاری در چند ماه قبل از آن، انتظار میرفت که چند حیوان دیگر نیز به این جمعیت اضافه شوند. به منظور مقابله کردن با ازدیاد جمعیت محتمل، مسئولین سورابایا برای احداث یک پارک اژدها در منطقهٔ ساحلی کنجران برنامهریزی کردند. این کنش در مقایسه با اقدام به رهاسازی اژدهایان در طبیعت هزینههای کمتری را به دنبال خواهد داشت.
💡 چشم کنجر چون به خانه اوفتاد خشک شد چون چوب خشک و ایستاد