کناره کش

لغت نامه دهخدا

کناره کش. [ ک َ / ک ِ رَ / رِ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) آنکه از کاری کناره می گیرد و دوری می کند. ( ناظم الاطباء ). کناره گیر. و رجوع به ماده بعد شود.

فرهنگ فارسی

آنکه از کاری کناره می گیرد و دوری می کند. کناره گیر

جمله سازی با کناره کش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از خود کناره گیران صائب مدام شادند پیوسته صاف باشد بحری که بیکنارست

💡 هوای یارو دیارم چو بگذرد بخیال شود کناره ام از آب دیده مالامال

💡 با کناره‌گیری شوگون از قدرت در سال ۱۸۶۷ (معروف به دوره بازگشت میجی) قدرت دوباره به امپراتور داده شد.

💡 در نوامبر ۲۰۱۹ او یکی از سه بازیکن اسکاتلند بود که به دلیل مصدومیت از تیم ملی کناره‌گیری کرد.

💡 کناره گیر ز مردم، صفای وقت ببین که قطره گوشه گرفت از محیط، گوهر دشت

💡 عاقل از آن ز دنیا گیرد کناره کاین بحر هر گوهری که دارد افتاده بر کنارش

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران