کلاش کن
لغت نامه دهخدا
کلاش کن. [ ک َ ک َ ] ( اِ مرکب ) نام حلوائی است. ( انجمن آراء ناصری ) ( آنندراج ). نان شیرینی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). نام یکی از حلواها. ( برهان ). مخفف کالاشکن. ( حاشیه برهان چ معین ). نوعی از حلوا. ( ناظم الاطباء ) ( غیاث ):
طفل برنج بین که چه خوش برکنار خوان
لوح کلاشکن به کنارش نهاده اند.بسحاق اطعمه.صحن برنج می کند قصد دل کلاشکن
قصد دل شکستگان هر که کند خطا کند.بسحاق اطعمه.
فرهنگ عمید
نوعی حلوا: طفل برنج بین که چه خوش بر کنار خوان / لوح کلاشکن به کنارش نهاده اند (بسحاق اطعمه: لغت نامه: کلاشکن ).
جمله سازی با کلاش کن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درولهٔ پایین (به کردی: دڕۆڵەی خوارن) روستایی از دهستان کلاشی از توابع بخش کلاشی شهرستان جوانرود در استان کرمانشاه ایران است.
💡 پاپوش(کفش):پاپوش مردم این دیار در زمانهای قدیمی گیوه و کلاش بودهاست که با گذر زمان جای آن به کفشها در طرح و جنسهای مختلف تغییر پیدا کردهاست.
💡 بیوله، روستایی از توابع بخش کلاشی شهرستان جوانرود در استان کرمانشاه ایران است. این روستا در ۲۲ کیلومتری شهرستان جوانرود و 3.5 کیلومتری شهر شروینه قرار دارد.
💡 تا اواخر سدهٔ بیستم میلادی کلاش زبانی نامستند شمرده میشد، از این زمان برای زبان کلاش الفبایی برگرفته از لاتین طراحی شد. این زبان را دستنخوردهترین زبان شبهقاره هند میدانند.
💡 این روستا در دهستان کلاشی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۰، جمعیت آن ۶٣ نفر بودهاست.
💡 زبان کَلاش زبان کَلاشها و یکی از زبانهای هندوایرانی -از شاخهٔ داردی است. کلاشها در چیترال در کشور پاکستان میزیند.