لغت نامه دهخدا
کله کن. [ ک َل ْ ل َ / ل ِ ک َ ] ( نف مرکب ) زنی سخت بی شرم و زبان دراز و جهوریةالصوت. صفتی است دختران و زنان درشت خوی را. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
کله کن. [ ک َل ْ ل َ / ل ِ ک َ ] ( نف مرکب ) زنی سخت بی شرم و زبان دراز و جهوریةالصوت. صفتی است دختران و زنان درشت خوی را. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
زنی سخت بی شرم و زبان دراز و جهوریه الصوت. صفتی است دختران و زنان درشت خوی را.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آورد بلائی که کله بر سر خسرو او هم بستم از سر درویش برآورد
💡 به بر گرفت رباب و ز سر نهاد کله ز دست رفت دل من چو دید سر بازش
💡 باد آفتاب دولت تو آن قدر بلند کز دیدنش کله فتدش از سر آفتاب
💡 نه گرفتاری نام و نه کلهداری ننگ نیر از دست مده عالم رسوایی را
💡 خاک در تو صوفی بیزد به کلاه خود خاک در ایشان هم تعظیم کله کرده
💡 بخش کله گان، یکی از بخشهای شهرستان گلشن استان سیستان و بلوچستان ایران است. مرکز این بخش، روستای لجی است.