لغت نامه دهخدا
کل گشتن. [ ک َ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) کل شدن. کچل شدن. بی مو شدن سر:
دید پر روغن دکان و جاش چرب
بر سرش زد گشت طوطی کل ز ضرب.مولوی.
کل گشتن. [ ک َ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) کل شدن. کچل شدن. بی مو شدن سر:
دید پر روغن دکان و جاش چرب
بر سرش زد گشت طوطی کل ز ضرب.مولوی.
کل شدن. کچل شدن. بی مو شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به آن مه در سر مستی حدیثی گفتهام کین دم نه ز آن برمیتوان گشتن نه دیگر میتوان گفتن
💡 و قوله تعالی وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ الآیة... صفت کعبه میکند میگوید این خانه را باز گشتن گاه خلق کردیم که میآیند بآن و باز می آیند، هر چند که بیش آیند بیش خواهند که آیند
💡 چه بد عهدی است کآوردی ز عهد عشق بر گشتن نه با من عهدها کردی که با عهد و وفا باشی
💡 (توارى ) به معناى گشتن و نهان گاهى جستن است، و از ماده (وراء) گرفته شده،و كلمه (هون ) به معناى ذلت و خوارى است، و كلمه (دس ) به معناى پنهان كردن است.
💡 فرماندهان او پیشنهاد کردند که در شهر ری مستقر شوند، تا در صورت طولانی گشتن جنگ از نظر آذوقه دچار مشکل نشوند، از سرمای هوا نیز مصون باشند و بتوانند در صورت لزوم منتظر کمک از سوی خراسان بمانند.
💡 ذلیل عشق تو بودن قتیل تیغ تو گشتن خوش است ورنه چه حاصل خود از حیات و هلاکم