لغت نامه دهخدا
کدخدایی کردن. [ ک َ خ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اجرا کردن کدخدایی. شوهر بودن. سمت زوجیت داشتن. ( از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کدخدایی شود.
کدخدایی کردن. [ ک َ خ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اجرا کردن کدخدایی. شوهر بودن. سمت زوجیت داشتن. ( از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کدخدایی شود.
( مصدر ) اجرا کردن کدخدا یی توضیح بمعنی شوهر بودن سمت زوجیت داشتن: [ کدخدا یی کرد نتوانی برین ناکس عروس زانکه کس را نامدست از خلق ازو کد بانوی ]. ( ناصر خسرو )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 توانم گرچه من هم دسته یی بستن، ازین گلها؛ توانم گرچه منهم ناله یی کردن، درین گلشن؛
💡 مگر به چاره بر لب کشند جان مرا به هیچ وجه دگر نیست چاره یی کردن