لغت نامه دهخدا
کج بید. [ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان زاوه بخش حومه شهرستان تربت حیدریه. دارای 64 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
کج بید. [ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان زاوه بخش حومه شهرستان تربت حیدریه. دارای 64 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
کج بید یک روستا در ایران است که در شهرستان جاجرم استان خراسان شمالیواقع شده است. کج بید ۹ نفر جمعیت دارد.
این روستا در دهستان گلستان ( گرمه ) قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۹ نفر ( ۴ خانوار ) بوده است.
💡 دی از زبان حال همیگفت با دلم چیزی که جان ز ترس چو از باد بید شد
💡 این باغ همچنین دارای موزهای برای حشراتی نظیر انواع سوسک، عقرب، بید و حشرات دیگر است.
💡 که جز دیوانه من، سایه بید سلامت را به رغبت می کند با زخم شمشیر زبان سودا؟
💡 دول بید، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان دلفان در استان لرستان ایران است.
💡 چو شاخ بید خلاف تو جمله تن تیغست که تا چو سرو سردشمنت بپیراید
💡 علاوه بر خطرات سرطانی، گلولههای ضد بید باعث آسیب کبد و کلیه میشوند.