لغت نامه دهخدا
کاروان خانه. [ کارْ / رِ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) کاروانسرای:
یکی کاروان خانه اندر سرای
نبد کاله را بر زمین نیز جای.فردوسی.
کاروان خانه. [ کارْ / رِ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) کاروانسرای:
یکی کاروان خانه اندر سرای
نبد کاله را بر زمین نیز جای.فردوسی.
= کاروان سرا
کاروانسرای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سال ۱۳۵۰ سال برداشت از تجربهها بود و جشن هنر با نگاهی بر گذشته گزیدهای از تمهای پیشین را یک جا گرد آورد. در این جشن کوشش شد که مکان اجرای نمایش از فرم کلاسیک آن بیرون آورده شود. تخت جمشید، نقش رستم، آرامگاه حافظ، گنبد عضد، خانههای قدیمی، کاروانسراها و قهوهخانههای شیراز محل اجرای کنسرتها و نمایشها شد. یانیس گزناکیس با نخستین اجرای جهانی "پرسفاسا" غوغا به پا کرد.
💡 بهشتی داری و در دوزخی آسوده حیرانم که زر در خانه در خاک و تو گرد کاروان بینی
💡 خانه سیار (مانند تریلر، کاروان ثابت، کاروان) یک سازه پیش ساختهاست که در کارخانه مونتاژ میشود. خانه سیار به محل دلخواه یدک کشیده یا حمل میشود و در آنجا به عنوان خانه (منزل) دایمی یا محل اسکان موقت مورد استفاده قرار میگیرد.