کارسازی شدن
مترادفها
ساخته شدن، ایجاد شدن
متضادها
خراب شدن، از کار افتادن
لغت نامه دهخدا
کارسازی شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) پرداختن. ادا کردن دینی را چنانکه گویند: «عند المطالبه کارسازی شود».
فرهنگ فارسی
پرداختن، ( مصدر ) پرداخته شدن وجه یا دینی: [ عند المطالبه کار سازی شود ].
جمله سازی با کارسازی شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بهطور کلی، هر چکی که روی اوراق از پیش چاپ شدهٔ تأیید شده از سوی بانک تنظیم شود و در آن، دستور حقوقی برای کارسازی شدن محل آن برای دارنده موجود باشد و بانک محال علیه نیز در ایران باشد، موضوع قانون صدور چک است.