جازم شدن

لغت نامه دهخدا

جازم شدن. [ زِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) دل بر کاری نهادن. یکدل شدن بر کاری. قاطع بودن بر کاری.
- جازم شدن بر؛ دل نهادن بر. یکدل شدن بر.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) دل بر کاری نهادن یکدل شدن بر کاری قاطع بودن بر کاری.

جمله سازی با جازم شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و اما اينكه در آخر گفت: (از داستان يوسف و زليخا اين معنا معلوم شده كه اين زن برآنچه از يوسف مى خواسته عازم و جازم و مصر بوده و كمترين ترديدى نداشته،بنابراين صحيح نيست بگوييم مقصود از (هم ) زليخا جمع شدن با يوسف است چونبا استنكاف يوسف چطور ممكن است زليخا جازم شود) اين نيز صحيح نيست، زيرا هركسى در هر چيز كه جازم مى شود از ناحيه خود جازم مى شود،حال اگر شرايط ديگر هم مساعدت كرد به آرزوى خود مى رسد و گرنه، خير. زليخا همنسبت به اراده خود (كام گرفتن از يوسف ) جازم بود، نه بر اينكه اينعمل تحقق پيدا كند هر چند كه يوسف زير بار هم نرود. البته نسبت به اين معنا جازم نبودو نمى توانست جازم باشد، چگونه ممكن بود، با اينكه مى ديد كه يوسف امتناع دارد وحاضر نيست با او درآميزد. آرى او بر اراده خود جازم بود، نه بر اينكه يوسف هم اجابتشمى كند و در برابر خواسته اش تسليم مى شود، و اين خيلى روشن است.

تازیانه یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز