چنگل وا

لغت نامه دهخدا

چنگل وا. [ چ َ گ َ ]( اِخ ) دهی است از دهستان بویراحمد بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان واقع در 22000 گزی شمال خاوری بهبهان و18000 گزی شمال راه ارابه رو بهبهان واقع شده است. کوهستانی و هوای آن معتدل است. 200 تن سکنه دارد. از چشمه آبیاری میشود. محصول عمده اش غلات، پشم، لبنیات. شغل اهالی زراعت، حشم داری و صنایع دستی آنها قالیچه و جاجیم بافی است. راهش مالرو و ساکنانش از طایفه بویراحمد میباشند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان بویر احمد بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان ٠

جمله سازی با چنگل وا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز ره صبر چه پوشم، که (ز) الماس نگاه سینه پردازتر از چنگل باز آمده ای

💡 گرفت شکل کبوتر ز ماه تا ماهی ز عشق آنک درآید به چنگل بازش

💡 کلیم مرغ دل بال و پر شکستهٔ ما همیشه در قفس از چنگل عقاب چراست؟

💡 چوکبوتر دلم ار صید توگردد نه عجب زآنکه مژگان تو چون چنگل شاهین شده است

💡 عشق تو تاختن آورد و مرا کرد شکار چیست عصفور که سیمرغ درو زد چنگل

سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز