چنگ وار
لغت نامه دهخدا
چنگوار. [چ َ ] ( ص مرکب ) همانند چنگ. کوژ. خمیده:
چنگی کو در نوازد بیست و چار
چون نیابد گوش، گردد چنگ وار.مولوی.
فرهنگ فارسی
کوژ ٠ خمیده ٠
جمله سازی با چنگ وار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو چنگی در کنار دهر و صاحب دل کند حالت چو زین سان در نوا آید بریشم وار تار تو