چنگ گرفتن
مترادفها
چنگ زدن
متضادها
رها کردن، وا گذاشتن، رها ساختن
لغت نامه دهخدا
چنگ گرفتن. [ چ َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) چنگ زدن. استمساک. رجوع به چنگ زدن شود.
فرهنگ فارسی
چنگ زدن. استمساک.
جمله سازی با چنگ گرفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این جایگاه یک سطح محکم برای به چنگ گرفتن مؤثر پرنده و گاهی اوقات برای کمک به جداسازی مکانیکی شکار فراهم میکند. کنده درختان طبیعی و سازههای دستساز مانند جایگاههای برآمده و پایههای حصار. تخته سنگها نیز ممکن است مورد استفاده قرار گیرند، به خصوص اگر دارای فرشی از خزه باشند یا ترک خورده یا آجدار باشند.
💡 کودک کوچک با هیجان زیاد سعی داشت برای رسیدن به اسباببازی روی میز، با چنگ گرفتن از لبهی مبل بالا بیاید که این کار بسیار خطرناک بود.
💡 در طول آن درگیری شدید و بیموقع، افراد سعی داشتند با چنگ گرفتن از لباسهای یکدیگر، خود را از میان جمعیت متخاصم و پر هرج و مرج خارج کنند.
💡 عقاب با چنگهای قدرتمند خود توانست به راحتی شکار را از میان زمین بگیرد و با چنگ گرفتن محکم بر آن، راه فراری برای حیوان باقی نگذارد.