لغت نامه دهخدا
چنگ قلاب. [ چ َ ق ُل ْ لا ] ( اِ مرکب ) چنگی که دارای قلاب است و بدان اشیاء را از محلی نزدیک کشند. عودق. عدوقه. عودقه. رجوع به چنگک شود.
چنگ قلاب. [ چ َ ق ُل ْ لا ] ( اِ مرکب ) چنگی که دارای قلاب است و بدان اشیاء را از محلی نزدیک کشند. عودق. عدوقه. عودقه. رجوع به چنگک شود.
چنگی که دارای قلاب است و بدان اشیائ را از محلی نزدیک کشند. عودق. عدوقه. عودقه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا سگش را دوست دارم دامنم ندهد ز چنگ کی کشد دل سوی کس تا زان طرف قلاب نیست