ریسمان فروش

لغت نامه دهخدا

ریسمان فروش. [ ف ُ ] ( نف مرکب ) آنکه شغل وی فروختن طناب و ریسمان است. ( ناظم الاطباء ). رسن فروش. غزال. ( یادداشت مؤلف ):
آن ریسمان فروش که از آسمان سروش
کردی به ریسمان اشاراتش اعتصام.خاقانی.

فرهنگ فارسی

آن که شغل وی فروختن طناب و ریسمان است.

جمله سازی با ریسمان فروش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زان می که ما به ساغرِ اَشواق می‌خوریم بر ما به ریسمان نتوانند توبه بست

💡 شیراز مینولا (انگلیسی: Shiraz Minwalla؛ زادهٔ ۲ ژانویهٔ ۱۹۷۲) دانشمند در زمینه نظریه ریسمان اهل هند است.

💡 چو تاب مهر تو چون ریسمان گرفت بدل چو شمع نور شد از پای تا بسر سایه

💡 دار و ریسمان اینجا تا به حشر در کار است شمع بزم منصوری‌ست‌گردنی‌که من دارم

💡 به امیدی که روزی گردن خصم تو را بندد گرفته پیر گردون ریسمان از کهکشان آمد

💡 تابع انتظار همگام سازی سدی برای ریسمان iام را می‌توان به شکل زیر نشان داد:

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
نیلی یعنی چه؟
نیلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز