چنگ انداختن

لغت نامه دهخدا

چنگ انداختن. [ چ َ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) چنگ زدن و خراشیدن. رجوع به چنگ زدن شود.

فرهنگ فارسی

چنگ زدن و خراشیدن.

جمله سازی با چنگ انداختن

💡 در میدان کشتی بر سر بازوبند پهلوانی ایران، پهلوان ناجوانمرد دربار شاهنشاه قاجار با چنگ انداختن بدنش را مانند کفتار زخمی‌کرد.

💡 دوچشمی بودن به یک جانور کمک می‌کند تا در تعقیب، جابجایی و چنگ انداختن بهتر عمل کند.

💡 برخی جانوران شکارچی مانند نهنگ عنبر و نهنگ قاتل با اینکه احتمالاً از دید دوچشمی برخوردارند اما چشمانشان در دو سوی سرشان قرار گرفته‌است. جانورانی مانند خفاش میوه‌خوار که لزوماً شکارچی نیستند و برخی از نخستی‌سانان که چشمان روبرو دارند برای درک بهتر از عمق و گرفتن و چنگ انداختن به یک شاخه یا غذا از دید دوچشمی خود بهره می‌برند.

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
افتراق یعنی چه؟
افتراق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز