چنگ ساز کردن

لغت نامه دهخدا

چنگ ساز کردن. [ چ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) چنگ نواختن. چنگ را بنغمه در آوردن. چنگ سراییدن:
در آن مجلس که عیش آغاز کردند
بیکجا چنگ و بربط ساز کردند.نظامی. || آماده نواختن ساختن و کوک کردن چنگ:
مغنی بیا چنگ را ساز کن
بگفتن گلو را خوش آواز کن.نظامی.

فرهنگ فارسی

چنگ نواختن. چنگ را بنغمه در آوردن. چنگ سراییدن.

جمله سازی با چنگ ساز کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زهد رفته ست، ای مسلمانان باده نوشید و چنگ ساز کنید

💡 ای صنم چنگ ساز، تن چه زنی؟ رود زن ای بت عاشق‌نواز، غم چه خوری؟ باده خور

💡 از نوای چنگ و بربط بزم تو خالی مباد تا خروش چنگ ساز و غلغل بربط زن است

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز