لغت نامه دهخدا
چشم زخم دیدن. [ چ َ / چ ِ زَ دی دَ ] ( مص مرکب ) آسیب دیدن از چشم بد. زیان و آسیب از چشم شور دیدن:
چشم زخمی را که دید اقبالها بیند چنانک
قد او بر چشم خورشید اسب تازد هر زمان.خاقانی.
چشم زخم دیدن. [ چ َ / چ ِ زَ دی دَ ] ( مص مرکب ) آسیب دیدن از چشم بد. زیان و آسیب از چشم شور دیدن:
چشم زخمی را که دید اقبالها بیند چنانک
قد او بر چشم خورشید اسب تازد هر زمان.خاقانی.
( مصدر ) آسیب دیدن از چشم بد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با خرابیهای ظاهر باطنی دارم چو گنج جغد باشد نیل چشم زخم در ویرانهام
💡 گرچه از زخم نمایان شاخ گل گردیده ام همچنان از چشم زخم خار غافل نیستم
💡 لب جان بخش او را نیست پروا از غبار خط که ظلمت نیل چشم زخم باشد آب حیوان را
💡 گر ز ره زیر قبا پوشد چو جوهر دور نیست نیست امن از چشم زخم روزگار آیینه ام
💡 بخط و عبارت او مر ساد چشم زخمی که ندید کس چنان خط نشنید از آن عبارت