لغت نامه دهخدا
( چشم خون آلود ) چشم خون آلود. [ چ َ / چ ِ م ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) چشم سرخ. || نگاه از روی سفاکی. ( ناظم الاطباء ).
( چشم خون آلود ) چشم خون آلود. [ چ َ / چ ِ م ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) چشم سرخ. || نگاه از روی سفاکی. ( ناظم الاطباء ).
( چشم خون آلود ) چشم سرخ. یا نگاه از روی سفاکی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غمین، چند از برت با چشم خون آلود برخیزم؟! رها کن، تا جمالت بینم و خشنود برخیزم!
💡 پرده های چشم خون آلود را چون برگ گل در گریبان نسیم پیرهن خواهیم کرد
💡 در حشر، چون خواری کشان، خواهند داد از مهوشان امروز آذر را نشان، جز چشم خون آلود نه!
💡 شهید تشنه لبان با دو چشم خون آلود از این مشاهده با آه و ناله می فرمود