چشم خون الود

مترادف‌ها

چشم خون‌آلود، چشم سرخ

لغت نامه دهخدا

( چشم خون آلود ) چشم خون آلود. [ چ َ / چ ِ م ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) چشم سرخ. || نگاه از روی سفاکی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( چشم خون آلود ) چشم سرخ. یا نگاه از روی سفاکی

جمله سازی با چشم خون الود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 غمین، چند از برت با چشم خون آلود برخیزم؟! رها کن، تا جمالت بینم و خشنود برخیزم!

💡 پرده های چشم خون آلود را چون برگ گل در گریبان نسیم پیرهن خواهیم کرد

💡 در حشر، چون خواری کشان، خواهند داد از مهوشان امروز آذر را نشان، جز چشم خون آلود نه!

💡 شهید تشنه لبان با دو چشم خون آلود از این مشاهده با آه و ناله می فرمود

💡 بیمار پس از برخورد شدید با لبه میز، دچار آسیب شدیدی در ناحیه چشم شد و با چشم خون الود به اورژانس منتقل گشت.

💡 داستان‌های ترسناک قدیمی اغلب شخصیت‌هایی را توصیف می‌کنند که با چشم خون الود و نگاهی وحشتناک به دنبال انتقام گرفتن از دشمنان خود هستند.

💡 به دلیل بی‌خوابی شدید و فشار زیاد کار، او در پایان روز با چشم خون الود و خستگی مفرط به سمت تختخواب خود رفت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران