پیچ کش

لغت نامه دهخدا

پیچ کش. [ ک َ/ ک ِ ] ( نف مرکب ) کشنده پیچ. || ( اِ مرکب ) آلتی که بدان میخها و پیچها برکنند. ( آنندراج ).

جمله سازی با پیچ کش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر زمد آه من در دل ندارد خارها از چه می باشد غبارآلود و پیچان گردباد؟

💡 آتشین جانی ندارد همچو من این خاکدان پیچ وتاب برق دارد استخوان در پیکرم

💡 مار افعی گر ببیند زلف پرتاب تو را تاب در جانش فتد پیچان و بی جان بگذرد

💡 نه این نی آن به یک ره هیچ دید او ز سر تا پا همه در پیچ دید او

💡 صائب مدار دست ز دامان پیچ وتاب کز پیچ وتاب رشته به وصل گهر رسید

رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز