لغت نامه دهخدا
گردونه کش. [ گ َ ن َ/ ن ِ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) کشنده ارابه و گردونه.
گردونه کش. [ گ َ ن َ/ ن ِ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) کشنده ارابه و گردونه.
( صفت ) کشنده و حامل گردونه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 6- كسى كه طبق نظام قانونمند الهى بخاطر عملكردش از گردونه خارج شد، حتى تو كه پيامبرى راهى براى نجاتش نمى يابى. (فلن تجد له سبيلا)
💡 اسکندر زوبینی به طرف داریوش انداخت ولی این ضربت به او اصابت نکرد و به گردونه ران او آمده و وی را سرنگون کرد.
💡 در روزگار سيد مهدى بحرالعلوم كشور عراق در تصرف دولت عثمانى قرار داشت. عراقهمچون ديگر كشورها، در گردونه زمان دست به دست سلاطين گشته است و آشوريان،هخامنشيان، يونانيان، پارسايان، ساسانيان، روميان، خلفاى عرب و دولت عثمانى برآن حكومت رانده اند.
💡 گردونه جمینای ۹-آ در مرکز فضایی کندی در فلوریدای آمریکا در معرض نمایش قرار دارد.
💡 و در كـافـى بـه سـنـدى كـه بـه ابـن ابـى يـعـفـور دارد از اونقل كرده كه گفت: از امام صادق (عليه السلام ) شنيدم كه فرمود: سادات انبياء و مرسلينپنج نفرند و آنها رسولان اولواالعزم هستند كه محور گردونه شريعتند: نوح، ابراهيم،موسى، عيسى و محمد (صلّى اللّه عليه و آله وسلّم ).