پیش نویس کردن
مترادفها
پیشنویس کردن، طرح زدن
متضادها
نهایی کردن، تثبیت کردن
لغت نامه دهخدا
پیش نویس کردن. [ ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نوشتن نامه ای بعنوان مسوده. مقابل پاک نویس کردن. مسوده کردن. مقابل از سواد ببیاض بردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) نوشته نامه ای بعنوان مسوده مسوده کردن مقابل پاکنویس کردن.
جمله سازی با پیش نویس کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تئوری ریاضی جذب لانداو تا حدودی گفته شدهاست - بخش زیر را ببینید. با این حال، یک تفسیر فیزیکی ساده وجود دارد [در بخش 7.5 با یک پیش نویس معرفی شدهاست] که، اگر چه بهطور کامل درست نیست، اما به تصویر کشیدن این پدیده کمک میکند.
💡 سارا نقش مهمی در تهیه پیش نویس قانون اول جامع بنگلادش در زمینه خشونت علیه زنان ایفا کرد که در سال ۲۰۱۰ به قانون تبدیل شد.
💡 از دیگر آثار این دوره میتوان به پیش نویس نمایشنامه ای دربارهٔ یک اسقف، یک راهب و زنی که توسط شبانان محلی متهم به بتپرستی شدهاست، و همچنین اشعار عاشقانه و اشعار روایی شوالیههای آلمانی اشاره کرد.