پیر طریقت

مترادف‌ها

مرشد، پیر، راهنما، مربی معنوی

لغت نامه دهخدا

پیر طریقت. [ رِ طَ ق َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مراد. مرشد. شیخ. پیر. شیخ ِ ارشاد. قطب:
جوابش داد آن پیر طریقت
که ده چیز است در معنی حقیقت.عطار.طاقت جور زبانها نیاورد و شکایت پیش پیر طریقت برد. ( گلستان ).

فرهنگ فارسی

مراد مرشد

جمله سازی با پیر طریقت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 طواف درگه پیر حقیقت اجازت نیست بی‌غسل طریقت

💡 پیر طریقت گفت الهی، از جود تو هر مفلسی را نصیبی است. از کرم تو هر دردمندی را طبیبی است، از سعت رحمت تو هر کسی را تیری است.

💡 نو مریدی کردی از پیری سؤال که ای مقدم در طریقت گوی حال

💡 پیر طریقت گفت: ای باری ببرّ و هادی بکرم، فروماندم در حیرت یک دم آن دم کدام است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران