لغت نامه دهخدا
پوزش پذیرفتن. [ زِ پ َ رُ ت َ ] ( مص مرکب ) قبول پوزش کردن. بحل کردن. بخشیدن:
چو بشنید ازو بهمن نیک بخت
نپذرفت پوزش، بر آشفت سخت.فردوسی.
پوزش پذیرفتن. [ زِ پ َ رُ ت َ ] ( مص مرکب ) قبول پوزش کردن. بحل کردن. بخشیدن:
چو بشنید ازو بهمن نیک بخت
نپذرفت پوزش، بر آشفت سخت.فردوسی.
( مصدر ) قبول معذرت کردن بحل کردن بخشیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پذیرفتن از شهریار زمین ز بازارگان پوزش و آفرین