پهلوان حسن دام

لغت نامه دهخدا

پهلوان حسن دامغانی. [ پ َ ل َ ح َ س َ ن ِ ] ( اِخ ) نام پادشاه یازدهم از خاندان سربداران است ( 762 - 766 هَ. ق. ). و این خاندان یکی از خاندانهایی است که پس از انقراض سلاله چنگیزیان در ایران ظهور کرده اند. این مرد پس از وفات پهلوان حیدر سبب جلوس خواجه لطف اﷲ شد، و بعدها بسال 762 هَ. ق. وی را بقتل رسانید و خود بتخت نشست و آنگاه بمحاصره استرآباد پرداخت. در خلال این احوال خواجه علی مؤید، سبزوار پایتخت او را ضبط کرد و یکی از نزدیکان و ملازمان پهلوان سر او را بریده و نزد خواجه علی برد. ( قاموس الاعلام ترکی ). نیز رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 3 ص 365 ببعد و تاریخ مغول تألیف اقبال ص 475 ببعد شود.

جمله سازی با پهلوان حسن دام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تاج سر ملوک جهان پهلوان حسن کز بیم اوفتاد بر اعداش ولوله

💡 پهلوان حسن دامغانی که این صحنه را میبیند شمشیر برمیکشد تا از دفاع کند.

💡 سپورت مردم چهارده دنده کلک توپ دنده و پهلوانی بود که درین رشته جوانان نامدار بودند. پهلوانان نامور این دیار پهلوان برات، پهلوان بهرام، پهلوان افضل، پهلوان عزیز بچی ډاکتر، فیض بچی قوماندان، صدیق زرگر، پهلوان حسن، پهلوان آصف کوه کن، پهلوان عبد الحق (کور)، پهلوان کریم ګلکار، پهلوان محمود، پهلوان اسلم کابلی، ملاه محمد قهرمان سبک وزن در کشتی آزاد ا، شجاع الدین قهرمان سنگین وزن، وغیره می‌باشد.

اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
هیز یعنی چه؟
هیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز