لغت نامه دهخدا
پلمرده. [ پ َ ل َ م ُ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) پژمرده و افسرده. ( آنندراج ). فسرده از سرما ( زنبور ).
پلمرده. [ پ َ ل َ م ُ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) پژمرده و افسرده. ( آنندراج ). فسرده از سرما ( زنبور ).
بمعنی پژمرده و افسرده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرز آنکه کسی ز غم بمیرد، پس من دوش از غم تو مرده همی بایستم
💡 فیلم مردهها نمیمیرند اثر جیم جارموش، یک کمدی با داستان زامبیها، جشنواره را افتتاح کرد.
💡 و اما سخن در مورد جنازه اين بوده آيا مرده فرزندى دارد كه بخاطر آن نامش برده شود يانه ؟
💡 ای در لبِ بحر و تشنه در خواب شده ای بر سر گنج و وز گدایی مرده
💡 گه مرده دل ز یک سخن طنز از کسی گه زنده دل به طال بقایی که مرحبا
💡 دلدار قدح برکف، ما مرده ز مخموری آه از ستم غفلت، فریاد ز مهجوری