پشت خار

لغت نامه دهخدا

پشت خار. [ پ ُ ] ( اِ مرکب ) آهنی باشد چون چند شانه بهم پیوسته گرفتن گرد و موی زاید را از ظاهر بدن اسب و استر و غیره. قشو. فِرجول. کبیجه. فرجون.

فرهنگ فارسی

( اسم ) آهنی مانند شانه که پشت اسب و استر و مانند آنرا خارند و پاکد کنند قشو فرجول کبیجه فرجون.

جمله سازی با پشت خار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جهان خار در پشت و ما خارپشت به هم لایقست این درشت آن درشت

💡 بی درمی خار کشیدی به پشت نامده جز آبله هیچش به مشت

💡 شده پیل از خدنگ غرقه سوفار بسان خار پشت و پشتهٔ خار

💡 روان شد خار کن با پشتهٔ خار بخسته، دست و پا و پشت و گردن

💡 فارغ از اندیشهٔ خار کف پا بوده ام تا به پشت پاره ای این دشت می پیموده ام

کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز