پست انتقال

فرهنگستان زبان و ادب

{transmission substation} [مهندسی برق] پست برقی که ولتاژ بالایی برای انتقال به پست های دیگر دارد

ویکی واژه

پست برقی که ولتاژ بالایی برای انتقال به پست‌های دیگر دارد.

جمله سازی با پست انتقال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نادر خان تمام دارایی بانک را بین ایشان تقسیم کرد، اقوام تشنهٔ تاراج و غارت، دار و ندار شهر را تاراج نموده با خود به آن سوی مرز انتقال داده و عده‌ای دیگر هم پست‌های مهم دولتی را تصاحب کرده مالکیتهای مردم را نیز بزور تفنگ از آن خویش ساختند..

💡 ابتدا پیادگان و سپس سواران، وظیفهٔ انتقال را به‌عهده داشتند. پیوسته در ایستگاه‌ها اسب‌های تازه‌نفس نگاهداری می‌شدند. بگونه‌ای که چاپار می‌توانست بسرعت براه خویش ادامه دهد. این اصل کلی پست تا اختراع راه‌آهن باقی بود. راه‌ها به وسیلهٔ سنگ‌های مخصوصی جزء بندی شده بودند که به پارسی فرسنگ نامیده می‌شدند. ایده کلی استفاده از پست به شیوه امروزی از نوآوری‌های هخامنشیان است.

💡 سمیرا فضیلی سیاست‌مدار اهل آمریکا است. بایدن وی را برای پست معاونت شورای اقتصاد ملی آمریکا برگزید. او همچنین مدیر آژانس اقتصادی تیم انتقالی بایدن-هریس بود.

💡 خرابی ناگهانی در یکی از پست‌های انتقال برق باعث شد تا بخش بزرگی از شهر در تاریکی مطلق فرو برود و سیستم‌های ارتباطی نیز مختل شوند.

💡 تیم‌های تعمیرات برق در حال بررسی دقیق تجهیزات داخل پست انتقال هستند تا از وقوع دوباره خرابی‌های ناخواسته در شبکه توزیع برق منطقه جلوگیری کنند.

💡 طراحی و ساخت پست انتقال با استانداردهای بین‌المللی، برای تضمین پایداری شبکه برق و جلوگیری از نوسانات ولتاژ در صنایع بزرگ بسیار حیاتی است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران