لغت نامه دهخدا
پس پشت انداختن. [ پ َ س ِپ ُ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) رجوع به پس پشت افکندن شود.
پس پشت انداختن. [ پ َ س ِپ ُ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) رجوع به پس پشت افکندن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به جمهور گفت ای شه پاکزاد پس پشت من زانکه دارد نژاد
💡 درفش از پس پشت او شیر بود که چنگش به گرز و به شمشیر بود
💡 سپر در پس پشت آن پر شکوه چو خورشید تابنده بر پشت کوه
💡 پس پشت پیلان درفشان درفش بگرد اندرون سرخ و زرد و بنفش
💡 چو بهرام یل گشت بیتوش و تاو پس پشت او اندر آمد تژاو