پس و پیش نگریس
لغت نامه دهخدا
پس وپیش نگریستن. [ پ َ س ُ ن ِ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) یا پس و پیش نگه کردن. گذشته و آینده را بنظر داشتن. به قبل و بعد اندیشیدن. عاقبت اندیشیدن:
شنیدم که راهی [ دین زرتشت ] گرفتی تباه
بخود روز روشن بکردی سپاه...
تبه کردی آن پهلوی کیش را
چرا ننگریدی پس و پیش را.دقیقی.بلشکر بترسان بداندیش را
بژرفی نگه کن پس و پیش را.فردوسی.
جمله سازی با پس و پیش نگریس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حشم کرشمه از پیش و سپاه غمزه از پس پس و پیش خویش بنگر که چه احتشام داری
💡 وی در رسالهای که از شیکاگو منتشر نمود، به صراحت در صفحهٔ ۲۸ اعلام کرد که «مطالعهٔ تاریخچهٔ بابی بهعلاوهٔ دستنویسهای مقدسشان ثابت میکند یک دستکاری وحشتناک، تغییر و پس و پیش کردن معانی، توسط بهائیان انجام شدهاست».
💡 نهیب شاه برو حلقه کرد گرد جهان که ره نبودش پیش و پس و یمین و یسار
💡 این طرفه که دی نامده، بهمن ز پس وی شد با سپهیش از پی امداد مهیا
💡 چندان که ز عالم پس و پیشش دیدم آن خویش ندیدمش که خویشش دیدم