لغت نامه دهخدا
پذیراسخن. [ پ َ س ُ خ َ ] ( ص مرکب ) سخن خوب و مطبوع و مقبول. || نصیحت نیوش. پندپذیر.
پذیراسخن. [ پ َ س ُ خ َ ] ( ص مرکب ) سخن خوب و مطبوع و مقبول. || نصیحت نیوش. پندپذیر.
۱- ( صفت ) سخن پذیر پندپذیر نصیحت نیوش. ۲- ( اسم ) سخن خوب سخن پذیرا سخن مقبول و مطبوع.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پذیرا سخن بود شد جایگیر سخن کز دل آید بود دلپذیر
💡 دلهای غم ندیده پذیرای پند نیست آنجا که درد نیست، سخن سودمند نیست
💡 طبعم از فهم سخن عجز پذیرا نشود از بریدن دم شمشیر نگردد هرگز
💡 الیاس شاه نگرش برابری طلبانهای نسبت به رعایای خود داشت. دولت او به دلیل برابری و پذیرش اعضایی از جوامع مختلف مذهبی، کاستها، اجتماعها و قومها معروف بود. او مردم بنگال را زیر یک پرچم و سازمان سیاسی، اجتماعی و زبانی جمع کرد، که به زبان بنگالی، سخن میگفتند. این منطقه پذیرای مهاجرانی از سراسر جهان اسلام، از جمله هندیهای شمالی، ترکها، ابیشیان، عربها و فارسیزبانان بود.