پابه پا

فرهنگ معین

(بِ ) (ق مر. ) ۱ - قدم به قدم. ۲ - برابر، همراه.

فرهنگ عمید

۱. قدم به قدم.
۲. [مجاز] برابر.
۳. [مجاز] همراه.
* پابه پا بردن: (مصدر متعدی ) دست کسی را گرفتن و او را با خود راه بردن.
* پابه پا کردن: (مصدر لازم ) [عامیانه]
۱. این پا و آن پا کردن.
۲. [مجاز] مسامحه کردن.
۳. [مجاز] مردد بودن، درنگ کردن در کاری یا رفتن به طرفی.
۴. (مصدر متعدی ) (حسابداری ) قرض و طلب خود را با دیگری برابر ساختن و طلب او را بابت طلب خود قبول کردن، تهاتر.

جمله سازی با پابه پا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر نگشتی جذبه فرهاد دامنگیر او کی ز شوخی می گرفتی نقش شیرین پابه سنگ

💡 ((چقدر شما لشكركشى كرديد و به طرف امويان راه افتاديد ليكن شكست خورديد و پابه گريز نهاديد و اگر شمشيرهاى ((ابومسلم )) نبود دست يافتن به خلافت برايتاندشوار بود)).

💡 ز موج حادثه مردان نمی روند از جا که زیر تیغ کند کوه پابه دامان جمع

💡 لختى از خواب گران برخيز و راه و رسم عاشقان درگاه را برگير و دست و رويى از اينعالم ظلمت و كدور و شيطانيت شستشو كن و پابه كوى دوستانه بلكه به سوى كوىدوست حركتى كن (562).

💡 چو پابه پشت فلک زد چنان زجا برخاست فلک که پای ز سر کردگم، سر از دستار

💡 پابه خاکم زن‌ که مژگان غبارم وا شود گر تو بیدارم نسازی تا ابد خوابیده‌ام

سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز