واژگون سیر
متضادها
سیر مستقیم، سیر عادی
لغت نامه دهخدا
واژگون سیر. [ س َ / س ِ ] ( ص مرکب ) که باژگونه رود. که واژگونه در رفتار آید. که معکوس سیر و حرکت کند. پس رونده. مدبر:
طالب از باغ امیدم می دمد گلهای یاس
واژگون سیر است آری کوکب سیاره ام.طالب آملی ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
(صفت ) آنکه واژگونه حرکت کند پس رونده مدبر: (( طالب از باغ امیدم میدهد گلهای یاس واژگون سیرست آری کوکب سیاره ام. ) ) (طالب )
جمله سازی با واژگون سیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این انجمن که بر فلکش سیر می کنی نقشی است واژگون ز ته بوریای عشق
💡 از سیر لاله زار زند نعل واژگون برخاک کشتگان اگر از ناز نگذرد
💡 همچو شبنم سیر اشک ما به دامان هواست درگلستان محبت واژگون میگردد آب
💡 اتفاقات ناگهانی و غیرقابل پیشبینی در بازار سرمایه باعث شد تا واژگون سیر اقتصادی که پیشبینی میشد، تجربهای تلخ برای سرمایهگذاران باشد.
💡 تغییرات اقلیمی شدید در سالهای اخیر باعث شده است که واژگون سیر طبیعت، چرخه فصول و زندگی جانوران را با آشفتگی روبرو کند.
💡 سیاستهای مدیریتی غلط منجر به واژگون سیر پیشرفت پروژهای شد که تا پیش از این اتفاقات، بسیار امیدوارکننده و موفق به نظر میرسید.