واقعه دیده

لغت نامه دهخدا

واقعه دیده. [ ق ِ ع َ / ع ِ دی دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) کارآزموده. ( آنندراج ). مرد مجرب و آزموده. ( ناظم الاطباء ). جنگ دیده: تنی چند ازمردان واقعه دیده کارآزموده بفرستادند. ( گلستان ).

فرهنگ عمید

۱. مجرب، آزموده، آن که حوادث روزگار را دیده.
۲. مجرّب درجنگ.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - کسی که حوادث روزگار را دیده مجرب آزموده ۲ - جنگ دیده: (( تنی چند از مردان واقعه دید. کار آزموده بفرستادند. ) )

جمله سازی با واقعه دیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آنچه من دیده ام از واقعه ها سربرنه وانچه من می کشم از حادثه ها لاتسأل

💡 زاین واقعه هیچ دوست دستم نگرفت جز دیده که هر چه داشت در پایم ریخت

💡 در ماتم تو چرا جگر خون نشود؟ زین واقعه چون دیده، جگرگون نشود؟

💡 خواب را شب همه شب دیده بپایی سودم که برویم دراین واقعه را ساخته باز

💡 این واقعه‌ام اگر نبودی در پیش کی دیده ز دیدار تو برداشتمی

💡 ای دیده تو از گریه زبون می‌نشوی ای دل تو این واقعه خون می‌نشوی

روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز