وا پژوهیدن
مترادفها
کاوش کردن، جستجو کردن، بررسی کردن
متضادها
نادیده گرفتن، چشمپوشی کردن
لغت نامه دهخدا
واپژوهیدن. [ پ َ / پ ِ دَ ] ( مص مرکب ) دوباره تفحص و تفتیش کردن. باز تحقیق نمودن و بازجستن. ( ناظم الاطباء ). کاویدن. بحث. ( تاج المصادر بیهقی ). تنقیر. ( مجمل اللغة ). تفتیش. ( دهار ) ( مصادر زوزنی ). تفحص. ( دهار ) ( مجمل اللغة ). ادامه.( منتهی الارب ). فحص؛ نیک واپژوهیدن. ( مجمل اللغة ) ( تاج المصادر بیهقی ). افتحاص. ( مجمل اللغه ) ( مصادر زوزنی ). جَس؛ واپژوهیدن خبر. فر؛ واپژوهیدن از چیزی. ( تاج المصادر بیهقی ). و رجوع به «وا» و پژوهیدن شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) تفتیش کردن
دوباره تفحص و تفتیش کردن. کاویدن.
جمله سازی با وا پژوهیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میرزا بایقرا خدمت سلطان حسین پیکی فرستاد. سلطان نیز وزیر خود امیر علیشیر نوایی را برای پژوهیدن فرستاد واو پس از زیارت آن مکان و برگشتش به هرات موضوع را تأیید نمود و سلطان حسین به زیارت آنجا حرکت کرد و غلتان غلتان و با گریهوزاری برای زیارت آمد و اشعاری که سرودهبود، خواند که تَهَش این است:
💡 این یادآوری را مردمان آموختن مینامند ولی پژوهیدن و آموختن در حقیقت جز به یاد آوردن نیست.» «نفس در ضمن سیر خود همه چیز را دیده و شناختهاست و از این رو هر جستجو و آموزش در این جهان چیزی جز یاد آوری نیست.» سقراط برای اثبات درستی نظر خود از غلام منون میخواهد که به سؤالات او جواب دهد.
💡 «این رساله دستآوردِ کار پژوهشی من دربارهٔ زبان فارسی در برخورد با جهان مدرن در دوران چهلساله است. مشکل زبانی ما در برخورد با جهان مدرن و خواستههای زبانی آن دو وجه از اندیشیدن و پژوهیدن را میطلبد: یکی، دربارهٔ رابطهٔ جهان مدرن با زبانهای قلمرو خود، و دیگر، وضع زبان فارسی در رویارویی با چالش مدرنیّت.»