وا بخشیدن

لغت نامه دهخدا

وابخشیدن. [ ب َ دَ ] ( مص مرکب ) تقسیم. ( مصادر زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). تقاسم. ( منتهی الارب ). توزع. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ). قسم. ( تاج المصادر بیهقی ). قسمت کردن. ( مجمل اللغه ). تقسیم کردن. مقاسمه. تفلیج. فلج. ( تاج المصادر بیهقی ): توزیع؛ وابخشیدن چیزی میان گروهی. ( زوزنی ). توزع، وابخشیدن چیزی میان گروهی. ( تاج المصادر بیهقی ). || باهم وابخشیدن، تقسیم. مقاسمه.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) تقسیم کردن توزیع کردن. یا با هم وابخشیدن. مقاسمه.
تقسیم. قسم

جمله سازی با وا بخشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در قرآن نیز واژهٔ ختم به معنای پایان بخشیدن و بستن، به کار رفته است.

💡 نیاید روز کوشیدن برابر چرخ و کیوانش نیاید روز بخشیدن برابر ماه تابانش

💡 آنها می‌گویند: «کلیه اصحاب پس از درگذشت پیامبر مهم‌ترین واجب الهی — دفن بدن او — را رها کردند و به سر و سامان بخشیدن به جانشینی او پرداختند.

💡 کار عالی همتس بخشیدن و بخشودن است زان‌ که دایم یا ببخشد یا ببخشاید همی

💡 معنی تحت‌اللفظی کلمهٔ "خِلْرْتْوا" در زبان گرجی آراستن و زینت بخشیدن با دست است، "خِلی" به معنای دست و "رْتْوا" به معنای آراستن و زینت بخشیدن است.

💡 بچه و چون یزدانی نتاند کس چنو داند ولیکن گاه بخشیدن نیندیشد چه و چون را

لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
رسوب‌گذاری یعنی چه؟
رسوب‌گذاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز