فرخار مویی

لغت نامه دهخدا

فرخارمویی. [ ف َ ] ( حامص مرکب ) فروهشته مویی. ( یادداشت به خط مؤلف ). و رجوع به فرخال شود.

فرهنگ فارسی

فروهشته مویی

جمله سازی با فرخار مویی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 « دل من مایل آن لعبت فرخار بود جان من در ره آن شوخ دل آزار بود

💡 مهرتو کندش ز یزد ور نه به بنگاه خویش شاهد فرخار بود بلکه می خلرش

💡 بحسن و خلق و به دلجویی از بت فرخار ز جان کلام تو دلجوترست و زیباتر

💡 آنک طاق افتاده است امروز در فرخار و چین بی خطا پیوسته چین در ابروی طاقش نگر

💡 ساکنین خوستده و فرنگرد شهرستان فرخار استان تخار نیز از باشنده‌های اصلی خوست بغلان هستند.

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز