تفحص. [ ت َ ف َح ْ ح ُ ]( ع مص ) واپژوهیدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( دهار ) ( مجمل اللغة ). پژوهش. ( صحاح الفرس ). بازکاویدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). کاویدن. ( غیاث اللغات ). وارسی و جستجو کردن. ( از اقرب الموارد ): و تفحص احوال و عادات و اخلاق خویش را بدو مفوض کند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 99 ). و تفحص کردند جمله خردمندان مملکت را. ( تاریخ بیهقی ایضاً ص 102 ). شیر... روی به تفحص حال... او آورد. ( کلیه و دمنه ).
تو کز تفحص عنقا غبار خواهی شد
چرا غزال قناعت نمیکنی تسخیر.خاقانی.سبب تردد لشکر و تفحص از مواضع غلات و اقوات و تاراج کردن آن بی عوضی و ثمنی. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 269 ). از حال ایلک خان و برادرش طغانخان تجسس و تفحص فرمود. ( ترجمه تاریخ یمینی ایضاً ص 331 ). کسان به تفحص حال او برانگیخت. ( گلستان ).
(تَ فَ حُّ ) [ ع. ] (مص م. ) جستجو کردن، تحقیق کردن.
جستجو کردن، کاوش کردن، تحقیق کردن دربارۀ امری یا چیزی.
جستجوکردن، کاوش کردن، تحقیق کردن درباره امری
۱ -( مصدر ) بررسیدن باز جست کردن تجسس کردن. ۲ -( اسم ) کاوش بررسی جستجو. جمع: تفحصات.
جستجو کردن، تحقیق کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رعایا را بکلی باینها باز نباید گذاشت و پیوسته متفحص احوال هر طایفه باید بود که روز قیامت بنقیر و قطمیر از احوال رعایا و خیر و شر ایشان از پادشاه باز پرسند چنانک خواجه علیهالسلام فرمود «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته فالامیر راع علی رعیته وهو مسئول عنهم».
💡 علیرضا زاکانی رئیس هیئت تحقیق و تفحص مجلس هفتم از آموزش عالی در سخنرانی در سال ۱۳۹۳ نشان دار کردن سوالات را تأیید کرد و گفت:
💡 مردی به در سرای حسن بن علی رضی اللّه عنهما آمد و گفت: «ای پسر پیغامبر، مرا چهارصد درم وام است.» حسن فرمود تا چهارصد دینار بدو دادند و گریان اندر خانه شد. گفتند: «چرا میگریی، ای فرزند پیغمبر؟» گفت: «از آنچه اندر تفحص حال این مرد تقصیر کردم تا وی را به ذُلّ سؤال آوردم.»
💡 با وجود تحقیق و تفحص مجلس از آزمون سال ۱۳۸۲ و کش و قوسهای فراوان که نهایتاً پس از ۴ سال در سال ۱۳۸۶ چند تن به اتهام خرید و فروش سؤال کنکور محکوم شدند، در سال ۱۳۸۸ نیز مجدداً خرید و فروش سوالات کنکور روی داد.
💡 یونس جانباز اعصاب و روان، حالا بیست و هفت سال پس از پایان جنگ هنوز هم با خاطره هم رزمانش روزگار میگذراند. همراه شدن او با یک گروه تفحص اما اتفاقات تازهای را در این جریان سیال ذهن وارد میکند.
💡 از تفحص در احوال ابوالصلاح برمیآید که حداقل سه بار او از شام به عراق سفر کرده و در هر سفر مدتی از مجالس درس استادان بغداد بهره برده است.