لغت نامه دهخدا
واشمردن. [ ش ِ / ش ُ م َ / م ُ دَ ] ( مص مرکب ) دوباره شمردن. بازشمردن. رجوع به شمردن و بازشمردن شود.
واشمردن. [ ش ِ / ش ُ م َ / م ُ دَ ] ( مص مرکب ) دوباره شمردن. بازشمردن. رجوع به شمردن و بازشمردن شود.
( مصدر ) ۱ - دوباره شمردن باز شمردن ۲ - شمردن چیزی را.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کسی کاین شمردن بداند، بداند که باقی به گیتی چه و چیست فانی
💡 خود را از مردم شمردن و متناسب با ميزان عقلمردم سخن گفتن، از آداب انبياء (ع ) است
💡 و در بسيارى از آيات آنها را تحت عنوان سخر لكم (آنها را مسخر شما گردانيد) ذكر كردهكه اگر بخواهيم اين همه آياتى را كه در رابطه با محترم شمردن امكانات مادى اين جهانجمع آورى كنيم، مجموعه قابل ملاحظهاى خواهد شد.
💡 تشویش دل کس نتوان سهل شمردن زان شیشه حذر کن که به راهت شکنندش
💡 از عمر رفته حاصل من آه حسرت است جز زنگ از شمردن این زر به دست نیست
💡 به گفتهٔ وزیر کشور شمردن رأی در شعبههای رایگیری بلافاصله پس از پایان زمان رایگیری آغاز خواهد شد.