لغت نامه دهخدا
واتوختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) بازدادن. || ادا کردن. || دوباره سنجیدن. ( ناظم الاطباء ). مرکب از: وا + توختن. رجوع به توختن شود.
واتوختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) بازدادن. || ادا کردن. || دوباره سنجیدن. ( ناظم الاطباء ). مرکب از: وا + توختن. رجوع به توختن شود.
( مصدر ) باز دادن تادیه کردن پرداختن.، باز دادن ادا کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کم زان که جان به کوی تو دانیم سوختن گر جمله وام را نتوانیم توختن
💡 رای تست از مال خیرات فراوان توختن هست خیر دیگران مال فراوان داشتن
💡 به از بندگی توختن شست سال برآورده رنج و فرو برده یال
💡 زمانی ز کین پدر توختن نیاسودی از غارت و سوختن
💡 از پی کین توختن از خصم تو آبی زره دارد و آتش سنان