لغت نامه دهخدا
هموار داشتن. [ هََ م ْ ت َ ] ( مص مرکب ) یکسان کردن:
مر این هر دو را هیچ دهقان عادل
چه گویی که یکسان و هموار دارد.ناصرخسرو.
هموار داشتن. [ هََ م ْ ت َ ] ( مص مرکب ) یکسان کردن:
مر این هر دو را هیچ دهقان عادل
چه گویی که یکسان و هموار دارد.ناصرخسرو.
یکسان کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و معلوم است كه نزول بارانهاى سيل آسا و ادامه داشتن اين بارش بر ارتفاعات پوشيدهاز برف و يخ و مخصوصا بر سلسله جبال جديد الاحداث كه در جنوب و مغرب آسيا وجنوب اروپا و شمال آفريقا يعنى سلسله جبال (البرز) و (هيماليا) و (آلپ ) ودر مغرب آمريكا چه سيلهاى عظيم و ويرانگرى پديد مى آورد، سيلهائى كه سنگهاىبزرگ را از جاى مى كند و زمينهاى هموار را مى شويد و گود مى كند و گوديهاى زمين رااز سنگ و خاك پر مى كند و بالا مى آورد و مسيل هاى جديدى پديد مى آورد ومسيل هاى قبلى را گودتر و وسيع تر مى سازد، و آنچه از سنگ و شن و ريگ كه با خودحمل كرده به صورت پوسته و قشر رسوبى جديدى پديد مى آورد.