لغت نامه دهخدا
( هم آیین ) هم آیین. [ هََ ] ( ص مرکب )دو تن که یک آیین و یک کیش دارند. هم مذهب. هم روش.، همایین. [ هََ ] ( ع اِ ) ج ِ همیان. ( منتهی الارب ). رجوع به همیان شود.
( هم آیین ) هم آیین. [ هََ ] ( ص مرکب )دو تن که یک آیین و یک کیش دارند. هم مذهب. هم روش.، همایین. [ هََ ] ( ع اِ ) ج ِ همیان. ( منتهی الارب ). رجوع به همیان شود.
( هم آیین ) دارای کیش و آیین مشترک.
( هم آیین ) دو تن که یک آیین و یک کیش دارند هم مذهب
جمع همیان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غالبم غالب هم آیین برنتابم در سخن بزم بر هم میزنم چندان که خلوت میکنم
💡 هم از علم وافر هم از حکم ظاهر هم آداب زهد و هم آیین تقوی
💡 هم آیین پیشین نگه داشتیم سپاهی برو ساده بگماشتیم
💡 اگر در آینه آتش به بینی هم آیین خود آیینی به بینی
💡 مرا سرگشته داری گرد عالم تو هم آیین گردون داری ای دل