هش زدای

لغت نامه دهخدا

هش زدای. [ هَُ زَ / زِ / زُ ] ( نف مرکب ) آنچه هوش و عقل را زایل کند. || ( اِ مرکب ) به معنی شراب است که هوش را میزداید و زایل مینماید. ( انجمن آرا ).

فرهنگ فارسی

آنچه هوش و عقل را زایل کند بمعنی شراب است که هوش را میزداید و زایل مینماید.

جمله سازی با هش زدای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زهی شکوه تو از روی ملک رنگ زدای ضمیر تو بهمه کار خیر راهنمای

💡 روح بی می بی‌صفا باشد ازین جا گفته‌اند اهل حکمت جام می را صیقل ظلمت زدای

💡 تا که آهن چو فتد در نم گیرد زنگار باد شمشیر تو از روی جهان زنگ زدای

💡 رخصت آشتی مده، غمزهٔ غم زدای را مهر زبان دل مکن، نرگس سرمه سای را

💡 ز پادشاهی ایران زمینش ننگ آید کسی که شد به سر کوی غم زدای شما

💡 در این دادگاه‌ها از این تئوری برای توجیه کردن برنامه زدایی ذهنی اعضای فرقه‌ها استفاده می‌شد.