لغت نامه دهخدا
نیکودان. ( نف مرکب ) دانا. بسیاردان:
تو همی رنج نهی بر تن تا هرچه کنی
همه نیکو بود احسنت و زه ای نیکودان.فرخی.
نیکودان. ( نف مرکب ) دانا. بسیاردان:
تو همی رنج نهی بر تن تا هرچه کنی
همه نیکو بود احسنت و زه ای نیکودان.فرخی.
دانا. بسیار دان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز اخبار دانان نیکو سرشت یکی داستانی در آنجا نوشت