نو اقبال

لغت نامه دهخدا

نواقبال. [ ن َ / نُو اِ ] ( ص مرکب ) جوان بخت:
نواقبالی برآرد دست ناگاه
کند دست دراز از خلق کوتاه.نظامی.

فرهنگ فارسی

جوان بخت

جمله سازی با نو اقبال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او با وجود عمر کوتاهی که داشت آثارش در حد خوانندگان درجه اولی چون طاهرزاده، قمرالملوک، اقبال آذر و ادیب خوانساری است.

💡 جهان ویرانه‌یی در ساحت اقلیم معمورش فلک فیروزه‌یی در خاتم اقبال فیروزش

💡 آن خداوندی که از انواع اقبال و قبول بندگانش برتر از اسکندر و دارا شدند

💡 سال دو هزار یکی از آلبوم‌های موسیقی داریوش اقبالی است. این آلبوم به‌طور رسمی از سال ۱۹۹۱ به بازار عرضه شد.

💡 جنابش قبله اقبال خلقان جهان آمد از آن چون قبله سوی او جهانی را روان بینی

💡 ندارم گر تلاش منصب اقبال معذورم به خاک آسودهٔ بخت سیاهم سایه پروردم

سرگردان یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز