لغت نامه دهخدا
نقل فروش. [ ن ُ ف ُ ] ( نف مرکب ) کسی که نقل می فروشد. ( ناظم الاطباء ):
جویان وصل نقل فروشیم و لعل وی
دیگر کجا رویم که اینجاست نقل و می.سیفی ( از آنندراج ).
نقل فروش. [ ن ُ ف ُ ] ( نف مرکب ) کسی که نقل می فروشد. ( ناظم الاطباء ):
جویان وصل نقل فروشیم و لعل وی
دیگر کجا رویم که اینجاست نقل و می.سیفی ( از آنندراج ).
کسی که نقل می فروشد ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فنس بهطور گسترده در آمریکای شمالی برای حصارکشی منازل و ساختمانها هم استفاده میشود بهدلیل ارزانبودن، حمل و نقل آسان، قابلیت جابهجایی و بهکارگیری دوباره در یک مکان دیگر، و از همه مهمتر مسدود نکردن نور و منظره، و همچنین با حصارکشی توسط توری حصاری به جای دیوارکشی، این امکان وجود دارد زمانی که دیگر نیازی به توری حصاری نبود، با فروش آن، قسمتی از هزینههای انجامشده برای حصارکشی جبران شود، مزیتی که در دیوارکشی وجود ندارد.
💡 يكى از ثقات نقل كرده كه: چندى قبل از اين در كاشان مردى بود آقا محمد على نام مىباشد صنف عطار و متوجه امور ديوانى ايشان، و قدغن كرده كه ديگرى به هيچ وجه اجناس عطارى خريد و فروش نكند.