خاستی

لغت نامه دهخدا

خاستی. ( ص نسبی ) منسوب به خاست که آن شهرکی است در اندراب بلخ. ( سمعانی گمان برده است که این شهر خوشت باشد ).
خاستی. ( اِخ ) صالح الخاستی. مولی باهله ای از اهل بلخ بوده است. وی از مالک بن انس حدیث روایت کرده و از او عبداﷲبن عبدالرحمن السمرقندی حدیث روایت دارد. وی در سال 213 هَ. ق. بدرود حیات گفت. ( از انساب سمعانی ).

فرهنگ فارسی

صالح الخاستی. مولی باهله از اهل بلخ بوده است.

جمله سازی با خاستی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شبت خواب چون بود و چون خاستی ز پیکار ترکان چه آراستی

💡 هر چه عقل از پیش من بر خاستی موج شوق از قصر تن برخاستی

💡 که شب چون بدت روز چون خاستی ز پیگار بر دل چه آراستی

💡 در آن نیها چو دم از جان ناشاد دمیدی خاستی افغان و فریاد

💡 گر آنجا نپرداختی شهریار ز دست که بر خاستی این شمار

تلوار یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز